درسی که هرگز نیاموختیم!
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٩  

یکی از ماجراهای زندگی پیامبر که شدیداً من رو تحت تاثیر قرار داد و سالهاست که هرگز از ذهنم خارج نشده روایت زیر است.

روایت: وقتی سعد بن معاذ انصاری، از یاران مخلص پیامبر، از دنیا رفت و او را درقبر نهادند پیامبر با دست خویش سنگ ها و خشت های قبر را جابجا و محکم کرد. جماعت در تعجب بودند که مگر به حال مرده فرقی می کند که قبر تر و تمیز باشد یا نه؟ در این هنگام پیامبر رو به جماعت کردند و  فرمودند:

"من می دانم که طولی نمی کشد که همه اینها خراب می شود، اما خداوند دوست می دارد که هر گاه بنده ای کاری انجام می دهد آن را محکم و متقن انجام دهد". (بحارالانوار، جلد 22)

 

نقد: براستی چند درصد از جامعه مسلمین به این سفارش پیامبر عمل می کنن و کاری رو که باید انجام بدن درست انجام میدن. مثال های خلاف روایت فوق اینقدر زیاده که نمی دونم به کدوم یکی اشاره کنم. از نونی که میخوریم تا پیاده رویی که روش راه میریم. از تاکسی که سوار میشیم تا کلاسی که در اون شرکت می کنیم همه و همه مثالهای خلاف سفارش فوق اند. به قول مجید تو مجموعه "قصه های مجید" الان فکر کنم تنها قشر زحمت کش جامعه همون مرده شورها و گورکن ها باشن و الا در بقیه موارد که به ندرت میشه افرادی رو پیدا کرد که کارشون رو درست و حسابی انجام بدن.

فقط کافیه یه کاریکاتور از پیامبر بکشن. کفن می پوشیم، تجمع می کنیم، سفارت آتیش میزنیم. نامه جمع می کنیم. سایت هک می کنیم. اعتراض به این امر خوبه. خیلی هم خوبه. اما توهین به کلام پیامبر چی؟ نادیده گرفتن دستور مستقیم پیامبر چی؟ چقدر راحت کلام پیامبر رو نشنیده می گیریم.

 

پانوشت:

در حدیثی از یکی از معصومین می خوندم که : "حدیث ما رو بشنوید و عمل کنید، نشنوید و روایت کنید".