وبلاگ نگاری کودکان: به نام کودکان، به کام والدین!

 

چه احساسی بهتون دست میده اگه تو دبستان، راهنمایی، دبیرستان، محله و یا محل کارتون اطرافیانتون اطلاعات کاملی در مورد گذشته شما داشته باشند و یا حتی چیزهایی رو در مورد شما بدونن که خود شما هم از اونها بی خبرید! مثلاً اینکه اولین کلمه ای که شما گفتید چی بوده، از چه غذاهایی خوشتون میاد، از چه چیزهایی می ترسیدید، چه عادتهای بدی داشتید و مسائلی از این قبیل.

 

وقایع نگاری کودکان:

تعجب نکنید. برای دونستن این چیزها لازم نیست که اونها وقت زیادی صرف کنن. تنها کافیه که وقت بذارن و وبلاگی رو که والدین شما در مورد شما درست کردن بخونن. اگه شما هم اهل وبلاگ خوندن باشید و یا لیست وبلاگهای بروز شده رو به صورت تصادفی مرور کنید حتماً با تعداد زیادی از این دست وبلاگ ها مواجه خواهید شد. وبلاگهایی که در اونها والدین (یکی یا هر دوی اونها)  وقایع مرتبط با فرزندشون رو به صورت مستمر ثبت میکنن.

با توجه به تاثیر غیرقابل انکاری که این وبلاگها در زندگی این کودکان خواهند داشت یه سوال اساسی که ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینه که تاثیرات مثبت و منفی اونها بر زندگی این افراد چیه؟ آیا والدین به صرف والدین بودنشون حق دارند تمام اطلاعات کودکی فرزندشون رو در این سطح وسیع انتشار بدن؟

اهدافی که برای این گونه وبلاگها به ذهن من میرسن رو میخوام به دو دسته تقسیم کنم. اهدافی که در خدمت والدین هستن و اهدافی که به نفع کودک هستند.

فواید وبلاگ برای والدین:

در مورد والدین که نویسندگان این وبلاگها هستند می توان به اهداف زیر اشاره کرد:

1) ابراز محبت به کودک: اصولاً والدنی همواره به دنبال راههایی برای نشان دادن علاقه و محبت خود به کودکانشان هستند و بسیاری از والدین با صرف ساعتی از وقت روزانه شون برای نوشتن این وبلاگها به نحوی سعی میکنن این حس خودشون رو ازضا کنند.

2) گذراندن وقت: مثل خیلی از وبلاگ نویس ها که موضوعی رو برای وبلاگ خود انتخاب می کنن برخی از والدین هم صرفاً از این وقایع نگاری کودکشون به عنوان یه موضوع برای وبلاگ خود استفاده میکنن.

3) حلقه های دوستی مادران: با مرور زمان بسیاری از این وبلاگها به صورت حلقه های دوستی نویسندگان (که غالباً شامل مادران می شود) درآمده است. به این ترتیب جمعهای دوستانه و همسایه های قدیمی جای خود را به این گونه روابط اینترنتی داده است. در این جمع ها والدین به تبادل نظر و تجربیات خود در زمینه های مرتبط با فرزندانشان می پردازند.

4) ارتباط با سرزمین مادری از خارج از کشور: در برخی از این وبلاگها که نویسندگان آنها در خارج از کشور قرار دارند والدین به این وسیله سعی می کنند ارتباط فرزندشان (و در واقع ارتباط خود) را با سرزمین مادریشان حفظ و فرزند خود را با فرهنگ ایرانی تربیت کنند.

 

فواید وبلاگ برای کودکان:

اما در مورد فواید بالقوه ای که این وبلاگها می تواند برای کودکان که موضوع این وبلاگها هستند داشته باشند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1) ثبت خاطرات: این وبلاگها به گونه ای خاطرات دوران کودکی افراد را با تمام جزئیات به ثبت میرساند. البته برای این جنبه نیازی به انتشار خاطرات کودک بر روی اینترنت نیست و پدر و مادر می توانند این مطالب را به صورت خصوصی و بر روی کامپیوتر شخصی خود نیز داشته باشند.

2) استفاده از تجربیات دیگران در تربیت بچه: چنانچه پیشتر اشاره شد والدین با استفاده از این وبلاگها سعی در اشتراک تجربیات خود با دیگران و استفاده از نظرات آنها دارند. در این مورد نیز به نظر میرسد با رشد و پیشرفت تکنولوژی در بسیاری از موارد می توان خیلی سریعتر و راحتتر مسائل اینچینی را با یک مشاور در میان گذاشت و نتایج بهتری نیز به دست آورد.

 

در کنار فوایدی که در بالا ذکر شد خطرات بالقوه این وبلاگها و تاثیرات منفی آنها در زندگی کودک را نیز باید درنظر گرفت. مهمترین مساله ای که در این مورد باید به آن اشاره کرد فاش شدن اسرار کودکی و اطلاعات شخصی کودک در سطح وسیع است.

نمیخواهم از این وبلاگها به عنوان یک موضوع کاملاً منفی یاد کنم و یا خیلی در مورد آنها بزرگ نمایی کنم. اما متاسفانه ما ایرانی ها به شدت به درمان معتقدیم تا پیشگیری. اول کاری را انجام میدهیم و بعد به بررسی نتایج و پیامدهای آن میپردازیم. با توجه به اینکه این پدیده در جامعه ما نوظهور است و عمر اکثر این وبلاگها کمتر از چند سال است امیدوارم خانواده ها با دقت بیشتری به این مساله بپردازند و پیش از انتشار هر گونه مطلبی در مورد کودکانشان به عواقب احتمالی آن فکر کنند.

 

چه نویسنده چنین وبلاگهایی هستید یا نه، مشتاقانه منتظر نظرات شما هستم.

 

پانوشت:

عکس ها تزئینی است.

/ 10 نظر / 24 بازدید
مامانی وروجک

سلام ممنون به وبلاگم سر زدید و نظرمو خواستید! به شخصه اگه من پسری بزرگ کنم که روزگاری شخص مهمی شد و بعد از این سرافکنده شد که چرا دیگران می دونند تو 6 ماهگی دندون در آورده و تو 1 سال و 3 ماهگی از حمام می ترسیده و این که مادرش تو تک تک لحظات زندگیش چه قدر دوستش داشته ... واقعا برای خودم و روش تربیتیم متاسف میشم!!!!! من به شخصه این وبلاگ را نزدم برای ثبت خاطرات پسرم تا بعد بزرگ بشه و بخونه چون معلوم نیست بعد که بزرگ بشه اصلا با پیشرفت فناوری اثری از این وبلاگ مونده باشه! من این وبلاگ را زدم تا از تجربیات مادرهای دیگر و روش ها و دانش های اون ها استفاده کنم و با هم جنس های خودم بیشتر آشنا بشم! و مطمئن هستم کابوس 7 سالگی پسرم این نیست که چرا کسانی در گوشه ای از این دنیا می دونند اون تو 2 سالگی از پوشک گرفته شده یا تا 2 سال و 2 ماهگی نمی تونسته خوب حرف بزنه!

مامانی وروجک

بنده فکر می کنم انسان های بالغی که از زندگی روزمره شون می نویسند بیشتر باید بترسند و نگران باشند! کلا وبلاگ نویسی روحیه مبارزه طلبی و ریسک می خواهد!

ساراخانم

سلام// من هم تشویق شدم یک وبلاگ واسه پسرم درست کنم که خودش هرچی میخواد بنویسه

مهدی م

Hi[نیشخند] چرا مطالبه وبلاگت انقدر پراکندس و coherency نداره؟ مطلبای اولت جالب تر بود، این آخریا خیلی طولانی شده و آدم رو خواب گیر می نماید[نیشخند]. فعلا حرفم تموم شد[نیشخند].

مسعود

فکر می کنم وجود این وبلاگ ها می تونه مفید باشه اگه به اسم و فامیلی بچه اشاره نشه.چون تنها راه رهگیری همینه. ربطی به نوع تربیت بچه هم نداره.آدم نباید زندگی خودشو بریزه رو دایره چه برسه به زندگی یکی دیگه.

کاملیا

اول اینکه چقده عکس این فینگیلی یا خوجله دوم اینکه خوب سرد ه دیگه سوم اینکه من خیلی هم خوشحال می شم بشناسن و بدونن چه کارای خوشم می یاد و چه کارای نه!

انتشارات شهرقصه

سلام . نکته خاصی را اشاره کردید که هیچ وقت به آن فکر نکرده بودم. راستی شما که درخصوص کودکان می نویسید شاید بد نباشد عضو خبرنامه رایگان انتشارات شهرقصه که عمده فعالیت آن در خصوص کودکان است شوید . این طوری ارتباط دوجانبه مان بیشتر میشود ..به امید پرورش نسلی کتابخوان.

فرشته ها

با سلام از شما دعوت میشود که از وبلاگ کوچک من دیدن فرمایید. با تشکر نویسنده:تبسم جلیلی[گل]

فرشته ها

با سلام از شما دعوت میشود که از وبلاگ کوچک من دیدن فرمایید. با تشکر نویسنده:تبسم جلیلی[گل]